پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
زندگینامه حضرت علی(ع)
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 2055
نویسنده : blakboard
زندگینامه حضرت علی(ع)

حضرت امیر المومنین علی (ع ) فرزند ابوطالب شیخ بنی هاشم عموی پیغمبر اکرم (ص) بود که پیغمبر اکرم او را سرپرستی نموده و در خانه خود جای داده و بزرگ کرده بود و پس از بعثت نیز تا زنده بود ازآن حضرت حمایت کرد و شر کفار عرب و خاصه قریش را از وی دفع نمود .

علی ع بنا به نقل مشهور ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال بر اثر قحطی که در مکه و حوالی آن روی دا د بنا به در خواست پیغمبر اکرم ص  از خانه پدر به خانه پسرعموی خود پیغمبر اکرم  منتقل کردید. و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد پس از چند سال که پیغمبر اکرم ص به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در غار حرا وحی آسمانی به وی رسید. وقتی که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد وما جرارا فرمودعلی ع به آن حضرت ایمان آورد. وباز درمجلسی که پیغمبرا کرم ص خویشاوندان نزدیک خود را جمع کرده و بدین خدا دعوت نمود فرمود نخستین کسی از شما که دعوت مرا بپذیرد خلیفه و وصی و وزیر من خواهد بود.تنها کسیکه از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی ع بود و پیغمبر اکرم ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود. از این روی علی ع نخستین کسی است که به اسلام ایمان آورد و نخستین کسی است که هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید.
علی ع پیوسته ملازم پیغمبر اکرم ص بود تا آن حضرت از مکه به مدینه هجرت نمود و در شب هجرت نیز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند علی ع در بستر پیغمبر اکرم ص خوابید و آن حضرت از خانه بیرون آمده .رهسپار مدینه گردید
در مدینه نیز ملازم پیغمبر اکرم ص بود و آن حضرت در هیچ زمان علی ع را کنار نزد و یگانه دختر محبوبه خود فاطمه را به عقد آن حضرت درآورد. و در موقعی که میان اصحاب خود عقد اخوت می بست او را برادر خود قرار داد. علی ع در تمام  جنگهاپی که پیغمبر اکرم ص شرکت داشتند حاضر شد جز جنگ تبوک که آن حضرت اورا درمدینه به جای خود قرارداده بودودر هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت. و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری با پیغمبر اکرم ص مخالفت نکرد چنانکه آن حضرت فرمود هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شوند.علی ع روز رحلت پیغمبر اکرم سی و سه سال داشت و با اینکه در همه فضایل دینی سرآمد و در میان اصحاب پیغمبر ممتاز بودبه بهانه اینکه وی جوان است و مردم بواسطه خونهایی که در جنگهابه همراه پیغمبر اکرم ص ریخته با وی دشمنند از خلافت  کنارش زدند و به این ترتیب دست آن حضرت از شئون عمومی بکلی قطع شد وی نیز به تربیت افراد پرداخت و بیست و پنجسال که زمان خلا فت سه خلیفه پس از رحلت پیغمبر اکرم ص بودبدین ترتیب گذرانید و پس از کشته شدن خلیفه سوم مردم با آن .حضرت بیعت نموده و به خلافتش برگزیدند
آن حضرت در خلافت خود که چهار سال و نه ماه تقریبا طول کشید سیرت پیغمبر اکرم ص را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته این اصلاحات بضرر برخی از سود جویان تمام می شد و از این روی عده ای از صحابه که پیشاپیش آنها ام المومنین عایشــه و طلحــه و زیبــر ومعاویــه بودند خون خلیفه سوم را دستاویز قرار داده سر به مخالفت برداشتـه و بنای شورش وآشوبگری گذاشتند .
آن حضرت برای خوابانیدن فتنه , جنگی با ام المومنین عایشه و طلحه و زیبر در نزدیکی بصره که به جنگ جمل معروف است و جنگی دیگر با معاویه در مرزعراق و شام که به جنگ صفین معروف است و یکسال و نیم ادامه یافت و جنگی  با خوارج در نهروان که به جنگ نهروان معروف است  کرده و به این ترتیب بیشتر مساعی آن حضرت در ایام خلافت خود صرف رفع اختلافات داخلی شد و پس از مدتی صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری در مسجد کوفه در سر نماز .بدست یکی از خوارج ضربتی خورده و در شب بیست و یکم ماه شهید شدند .

امیرالمومنین علی ع به شهادت تاریخ و اعتراف دوست و دشمن در کمالات انسانی نقیصه ای نداشته و در فضایل اسلامی نمونه کاملی ا ز تربیت پیغمبر اکرم ص .بود .بحثهایی که در اطراف شخصیت او شده و کتابهایی که در این باره شیعه و سنی و سایر مطلعین و کنجکاوان نوشته اند درباره هیچیک از شخصیت های تاریخ اتفاق نیفتاده است
علی ع در علم و دانش داناترین یاران پیغمبر اکرم ص و سایرمسلمانان بود  و نخستین کسی است در اسلام که در بیانات علمی خود در استدلال و برهان را باز کرد و در معارف الهیه بحث فلسفی نمود و در باطن قرآن سخن گفت و برای نگهداری لفظ قرآن دستورزبان عربی را وضع فرمود و تواناترین عرب بود در سخنرانی. علی ع که در زمان پیغمبر اکرم ص و پس ازآن در همه جنگها شرکت کرد.

در شجاعت ضرب المثل بود هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با اینکه بارها ضمن حوادثی مانند جنگهای احد و حنین و خیبر و خندق یاران پیغمبر اکرم ص و لشکریان اسلام لرزیدند و یا پراکنده شده فرار نمودند وی هرگز پشت به دشمن نکرد و هرگز نشد که کسی از مردان جنگی دشمن با وی درآویزد و جان به سلامت برد و در عین حال با کمال توانایی, ناتوانان را نمی شکست و فراریان را دنبال نمی کرد و شبیخون نمی زد و آب بروی دشمن نمی بست .
حضرت علی ع در سال 40 هجری در ماه مبارک رمضان در شب نوزدهم ضربت خوردند .و در شب بیست و یکم به شهادت رسیدند

حضرت علی ع با همه وجود و خالصانه از حریم دین خدا حمایت کرد لحظه ای در آسایش نبود مخصوصا در ایام پر مخاطره حکومت عدل گسترش که نظیر  آن وجود نداشته است.

 پیامبر اکرم ص حضرت علی  و خودشان را از یک شجره می دانستند و می فرمودند : .من و علی پدر این امت هستیم من شهر علم هستم و علی درب آن

 

وصیت امیر مومنان علی ع

طبری در تاریخ و ابوالفر اصفهانی در مقاتل الطالبیین وصیت نامه امیر مومنان ع را ذکر کرده اند. این وصیت نامه چنین است .
بسم الله الرحمن الرحیم
این وصیت‌نامه علی بن ابیطالب است. گواهی می دهد که معبودی جز خدای بی شریک نیست و محمد بنده و پیامبر اوست که وی را با هدایت و آیین حق فرستاد که بر همه دینها چیرگی دهد اگرچه مشرکان آن را ناخوش دارند. نماز و عبادت و زندگی و مرگ من برای خدای بی شریک و پروردگار جهانیان است. چنین مامور شده ام و من از مسلمانانم. شما دو تن حسن و حسین ع را به تقوای الهی سفارش می کنم. درجست و جوی دنیا نباشید اگر چه دنیا در جست و جوی شما باشد و بر چیزی از دنیا که از دست شما می رود دریغ مخورید. جز حق مگویید و برای پاداش کار کنید برای آخرت کار کنید. دشمن ستمگر و یاور مظلوم و ستمدیده باشید. شما دو تن و همه فرزندان و خانواده ام و هرکس را که این وصیت نامه من به دست او می رسد به تقوای الهی و رعایت نظم در کارها و اصلاح میان خودتان سفارش می کنم. زیرا از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود اصلاح میان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمنی مکنید که باعث زوال دین است و نیرویی نیست مگر به استعانت خدا. به خویشاوندان خود بنگرید. پس با آنها رفت و آمد. کنید که خداوند محاسبه را بر شما سبک می کند .خدا را ا در مورد یتیمان رعایت کنید. گرسنه شان نگه ندارید تا در محضر شما در  خواری نیفتند. زیرا از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود هر کس یتیمی را سرپرستی کند تا بی نیاز شود .
خداوند بهشت را برای او واجب می گرداند. و اگر کسی مال یتیمی را بخورد جهنم را بر او واجب
می کند. خدا را خدا را در مورد قرآن منظور دارید تا مبادا دیگران در عمل بدان از شما پیشی گیرند خدا را در مورد همسایگانتان پیش نظر آورید که سفارش شدگان پیامبرتان هستند. خدا را خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان منظور دارید. پس تا زمانی که باقی هستید نباید از وجود شما خالی باشد که اگر متروک شود نتوانید همتایی برای آن قرار دهید و کوچک ترین چیز برای کسی که از آن بازگردد آمرزش تمام گناهانی است که پیش از آن مرتکب شده بود. خدا را خدا را درباره نماز رعایت کنید که آن بهترین کردارها و ستون دین شماست. خدا را خدا را درباره زکات پیش چشم آورید که آن خشم .پروردگارتان را فرو می‌نشاند. خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا با مالها و جانهایتان منظور دارید .
جز این نیست که دو تن در راه خدا جهاد می کنند, پیشوای هدایت کننده و کسی که مطیع او و پیرو هدایت اوست. خدا را خدا را درباره ذریه پیامبرتان ص رعایت کنید و مبادا پیش روی شما به آنان ستم کنند. خدا را خدا را در مورد یاران پیامبرتان ص منظور دارید کسانی که بدعتی از آنان سر نزده و بدعتگذاری را پناه نداده‌اند. زیرا رسول خدای به آنان سفارش کرده و بدعتگذاران آنان و پناه دهندگان به آنان را لعنت فرموده است. خدا را خدا را در مورد مستمندان و مسکینان پیش چشم آورید. پس آنان را در زندگی خود سهیم کنید .
سپس فرمود نماز. نماز. در راه خدا از سرزنش سرزنشگران بیم مدارید خداوند شما را از شر کسانی که بر ضد شمایند کفایت کند. با مردم به نیکویی سخن بگویید چنان که خداوند شما را بدان فرموده است و امر به معروف و نهی از منکر را کنار مگذارید که در این صورت خداوند بدان شما را بر شما حاکم کند. آن گاه دعا می کنید ولی به استجابت نمی رسد. بر شما باد دوستی و بخشندگی و از جدایی و دشمنی و پراکندگی بر حذر باشید. در کار نیک و پرهیزگاری .یار همدیگر باشید و بر گناه و ستم همدلی مکنید. پروای خدا پیشه کنید که خدا سخت مجازات است.

خداوند دودمان شما را حفظ کند و پیغمبر را در میان شما بر جای دارد و شما را به خدا می سپارم که بهترین نگهدارنده است و سلام و رحمت و برکات الهی را بر شما می خوانم .

 

تالیفات امیرالمومنین ع

ـ جمع القرآن و تاویله یا جمع آوری آیات قرآن براساس ترتیب نزول

ـ کتابی که آن حضرت در آن شصت نوع از انواع علوم قرآنی را جمع کرده و برای هر نوع از آنها

مثالی زده است

ـ الجامعه

ـ الحفر

ـ صحیفه الفرائض

ـ کتابی درباره زکات چارپایان

ـ کتابی در ابواب فقه

ـ کتابی دیگر در ابواب فقه

ـ نامه آن حضرت به مالک اشتر

ـ وصیت وی به محمد حنفیه

ـ دعاها و مناجاتی که از آن حضرت به جا مانده است و برخی از دانشمندان آنها را جمع کرده و بدان صحیفه علویه گفته‌اند .

ـ مسند آن حضرت که توسط نسایی جمع آوری شده است. این کتاب حاوی احادیث و روایاتی است که از آن حضرت نقل شده است .

ـ جنة الاسماء در کشف الظنون در این باره آمده است جنة الاسماء نوشته امام علی بن ابیطالب است که امام محمد غزالی متوفا در 505 ه بر آن شرحی نوشته است .

 

کتابهایی که سخنان آن حضرت را گرد آورده اند

.ـ نهج البلاغه که توسط شریف رضی جمع آوری شده و تا کنون چندین بار به چاپ رسیده است
ـ مافات نهج البلاغه من کلامه سخنان آن حضرت که در نهج البلاغه نیامده است جمع آوری شده توسط فاضل معاصرشیخ هادی بن شیخ عباس بن شیخ جعفر فقیه نجفی این کتاب به چاپ رسیده است
.ـ مائه کلمه جمع آوری شده توسط جاحظ مطبوع
ـ غرر الحکم و دررالکلم گردآوری شده توسط عبدالواحد بن محمد بن عبدالواحد آمدی تمیمی. وی این سخنان را از کلمات کوتاه آن حضرت جمع آوری کرده و به نهج البلاغه نزدیک است. انگیزه آمدی در تالیف این کتاب کاری بود که جاحظ در تالیف مائه الکلمه به انجام رسانده بود. مطبوع
.ـ دستور معالم الحکم مطبوع
.ـ نثر اللالی جمع آوری شده به وسیله ابوعلی فضل بن حسن طبرسی مولف مجمع البیان مطبوع
ـ مطلوب کل طالب من کلام علی بن ابیطالب جمع آوری شده توسط ابواسحاق و طواط انصاری. در
این کتاب صد سخن حکمت آمیز منسوب به آن حضرت نقل شده است. این کتاب در لایپزیک و بولاق به طبع رسیده و به فارسی و آلمانی برگردانده شده است
.ـ قلائد الحکم و فرائد الکلم گردآوری شده توسط قاضی ابو یوسف یعقوب بن سلیمان اسفراینی
.ـ معمیات علی ع
.ـ امثال الامام علی بن ابیطالب طبع جوائب که بر پایه حروف الفبا ترتیب یافته است
.ـ سخنان علی ع که شیخ مفید در کتاب ارشاد خود نقل کرده است
.ـ سخنان و نامه های آن حضرت که نصر بن مزاحم در کتاب صفین خود نقل کرده است
ـ سخنان علی ع که در کتاب جواهر المطالب آورده شده است و کتابهای دیگری غیر از آنچه نام بردیم




زندگی نامه حضرت محمد(ص)
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 1753
نویسنده : blakboard


حضرت محمد (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.

 

 



كنيه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهيم.

 

 

 

القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه‏ و...

 

 

 




جنگ های امام علی(ع)
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 1842
نویسنده : blakboard

- جنگ جمل با گروهی از پیمان شکنان ( شکستن بیعت با حضرت ) به رهبری طلحه وزبیر وتشویق عایشه که به دلیل نقض پیمان به ” ناکثین ” تعبیر شد.

 




زندگینامه ابن مقله بیضاوی
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 2782
نویسنده : blakboard

 

زندگینامه ابن مقله بیضاوی
اِبْن ِ مُقْله، ابوعلي محمد بن علي بن حسين (حسن) بن عبدالله بغدادي(ابن مقلهبيضاوي شيرازي) (شوال ۲۷۲- ۳۲۸ قمري/ مارس ۸۸۶ -۹۴۰ ميلادي)، اديب ، خوشنويس، مبتكرو مبدع خطوط مختلف و وزير عباسيان بود.ابن‌ مقله‌ توانست‌ در روزگاري‌ كه‌ اميران‌ترك‌ بخش‌ اعظم‌ قدرت‌ را در اختيار داشتند، 3 نوبت‌ به‌ وزارت‌ خلفاي‌ عباسي‌برسد، اما سرانجام‌ جان‌ را بر سر اين‌ كار نهاد. ابن‌ مقله‌ در علوم‌ و فنون‌مختلف‌ دست‌ داشت‌، از جمله‌ در فن‌ بلاغت‌، حفظ لغت‌، آشنايي‌ به‌ علم‌ اعراب‌ وفنون‌ شعر استاد بود. اشعار وي‌ زيبا و مليح‌ بود و توقيعات‌ او نمونه‌ و بسيارزيبا شمرده‌ شده‌ است‌. قسمتي‌ از اشعار وي‌ را ابن‌ خلكان‌ ، ابن‌ طقطقي‌ ، ذهبي‌،و صفدي‌در كتب‌ خويش‌ آورده‌اند، اما بيشتر شهرت‌ او در هنر خوشنويسي‌ است‌. ابنمقله بيضاوي شيرازي، خط محقّق را از خط كوفي احداث كرد و خط ثلث ريحاني را از خطريحان بيرون كشيد، و خط نسخ را پس از انتشار خطوط پيشين اختراع نمود و بالاخره خطتوقيع و رقاع را ايجاد كرد.
والدين و انساب : مقله‌ لقب‌ پدرش‌ ابوالعباس‌ علي‌بن‌ حسين‌ و به‌ معناي‌ چشم‌ يا سياهي‌ و سفيدي‌ يا حدقة چشم‌ است‌. اما بعضي‌نوشته‌اند كه‌ مقله‌ لقب‌ مادر پدر يا مادر يكي‌ از نياكان‌ وي‌ بوده‌ كه‌ پدرش‌وي‌ را به‌ رقص‌ وا مي‌داشته‌ و به‌ او مي‌گفته‌ است‌: «يا مقلة ابيها»و گويا به‌همين‌ سبب‌ فرزندان‌ وي‌ به‌ ابن‌ مقله‌ شهرت‌ يافته‌اند. ابوالعباس‌، پدر ابن‌مقله‌ خطي‌ زيبا داشته‌ و قرآني‌ نوشته‌ بود كه‌ ابن‌ نديم‌ آن‌ را ديده‌ بوده‌است‌، ابوالعباس‌ در 67 سالگي‌ (309 ق‌) درگذشت.گرچه‌ بعضي‌ از متأخران‌ اصل‌خاندان‌ ابن‌ مقله‌ را از بيضاي‌ فارس‌ نوشته‌اند. حسن‌ بن‌ علي‌ و عباس‌ بن‌ علي‌برادران ابن مقله بودند.برادر ديگرش‌ ابوعبدالله‌ حسن‌ نيز از خطاطان‌ و كاتبان‌معروف‌ به‌ شمار است‌ و ظاهراً خط نسخ‌ او از ابوعلي‌ زيباتر بوده‌ است‌ . او درزمان‌ وزارت‌ برادرش‌ ابوعلي‌ رياست‌ ديوان‌ خاصه‌ و بعضي‌ ديوانهاي‌ ديگر رابرعهده‌ داشت‌، اما در زمان‌ القاهر چون‌ برادرش‌ دستگير شد، اموال‌ او نيز مصادره‌گرديد.
تحصيلات رسمي و حرفه اي : ابن‌ مقله‌ در بغداد زاده‌ شد و نزد كساني‌چون‌ ابوالعباس‌ ثعلب‌ و ابوبكر ابن‌ دريد به‌ كسب‌ دانش‌ پرداخت‌ و در علوم‌ ادبي‌تبحر يافت‌
 
همسر و فرزندان
ابوالحسن‌ علي‌ فرزند ابن‌ مقله‌ نيز چون‌ ديگرافراد خانواده‌ خطاط بود و كتابت‌ مي‌كرد. وي‌ در دوران‌ زندگي‌ پدرش‌ رياست‌ بعضي‌دواوين‌ را برعهده‌ داشت‌ و در 331ق‌ به‌ وزارت‌ المتقي‌ رسيد، اما بعد از آنكه‌المتقي‌ به‌ وسيلة ابوالوفاء توزون‌ ترك‌ دستگير شد، ابوالحسن‌ نيز گرفتار آمدوسرانجام‌ بر اثر سكته‌ درگذشت.
 
زمان و علت فوت
ابوعلي محمد بن علي بن حسين بنمقله بيضاوي شيرازي متوفي ۳۲۸ هجري قمري است.
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : او در 288ق‌ و در 16 سالگي‌ به‌ دستگاه‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ داوود ابن‌ جراح‌ راه‌يافت‌ و به‌ دبيري‌ پرداخت‌، اما بعد از 8 ماه‌ از ابن‌ جراح‌ جدا شد . ظاهراًنخستين‌ سمت‌ ديواني‌ او گرد آوري‌ ماليات‌ اراضي‌ فارس‌ بود .و پس‌ از آن‌ چندي‌در دستگاه‌ ابوالحسن‌ علي‌ بن‌ محمد بن‌ فرات‌ سمت‌ دبيري‌ يافت‌ و ابن‌ فرات‌ درحق‌ وي‌ بسيار نيكي‌ كرد و افزون‌ بر شغل‌ دبيري‌ مسئوليتهاي‌ ديگري‌ بر عهدة اونهاد كه‌ برايش‌ منافعي‌ در بر داشت‌. در 296ق‌ كه‌ ابن‌ فرات‌ به‌ وزارت‌ رسيد،سمت‌ دبيري‌ و رياست‌ ديوان‌ خاتم‌ را به‌ ابن‌ مقله‌ سپرد.در 299ق‌ بعد ازدستگيري‌ ابن‌ فرات‌ و بركناري‌ وي‌ از وزارت‌ و روي‌ كارآمدن‌ ابوعلي‌ محمد بن‌عبيد بن‌ يحيي‌ بن‌ خاقان‌ و علي‌ بن‌ عيسي‌ بن‌ جراح‌، ابن‌ مقله‌ مخفي‌ شد. چون‌ابن‌ فرات‌ در 304ق‌ بار ديگر به‌ وزارت‌ رسيد، ابن‌ مقله‌ نيز از اختفا بيرون‌آمد. اين‌ بار او عهده‌دار دبيري‌ سيده‌، مادر المقتدر و فرزندان‌ الراضي‌، اميرابوجعفر و امير ابوالفضل‌ و حاجب‌ المقتدر نصر قشوري‌ و شفيع‌ مقتدري‌ گرديد و درعين‌ حال‌ جزء خواص‌ دستگاه‌ ابن‌ فرات‌ بود،تا آنكه‌ ميان‌ ابن‌ فرات‌ و نصرقشوري‌ اختلاف‌ و دشمني‌ افتاد و ابن‌ مقله‌ از اين‌ حادثه‌ نگران‌ شد، ولي‌ قشوري‌و ابن‌ حواري‌ او را به‌ طمع‌ وزارت‌ انداختند. پس‌ با آنان‌ همدست‌ شد و اخبارپنهان‌ دستگاه‌ ابن‌ فرات‌ را در اختيار آنان‌ نهاد در 306ق‌ پس‌ از سعايتها ودشمنيهاي‌ آشكار اين‌ گروه‌، ابن‌ فرات‌ از وزارت‌ بركنار و دستگير و اموالش‌مصادره‌ شد و حامد بن‌ عباس‌ به‌ وزارت‌ رسيد و ابن‌ مقله‌ از سوي‌ علي‌ بن‌ عيسي‌كه‌ در اين‌ هنگام‌ رياست‌ ديوانها را برعهده‌ داشت‌، به‌ نظارت‌ امور مالي‌ ناحيةسواد انتخاب‌ شد.چون‌ در 311ق‌ ابن‌ فرات‌ بار سوم‌ به‌ وزارت‌ المقتدر رسيد، ابن‌مقله‌ را دستگير كرد و او را با ابن‌ حواري‌ و ابوالقاسم‌ سليمان‌ بن‌ حسن‌، نخست‌به‌ بصره‌، سپس‌ به‌ اهواز و بعد به‌ شيراز تبعيد كرد. ابن‌ مقله‌ سرانجام‌ در 312ق‌ به‌ شيراز رسيد و با آنكه‌ ابن‌ فرات‌ به‌ حاكم‌ شيراز دستور قتل‌ او راداده‌ بود، اما جان‌ بدر برد وليكن‌ اموال‌ وي‌ كه‌ نزديك‌ به‌ 100 هزار دينار بود،مصادره‌ شد . در 314ق‌ به‌ هنگام‌ وزارت‌ دوم‌ علي‌ بن‌ عيسي‌، ابن‌ مقله‌ بار ديگرقدرت‌ يافت‌، اما شغل‌ رسمي‌ پيدا نكرد.
او گزارشهايي‌ راجع‌ به‌ ابوطاهرقرمطي‌ كه‌ در شهر انبار بود، تهيه‌ مي‌كرد و به‌ نصر قشوري‌ حاجب‌ مي‌رسانيد و نصرو المقتدر او را بدين‌ كار تشويق‌ مي‌كردند. از همين‌ رو در 316ق‌ پس‌ از آنكه‌علي‌ بن‌ عيسي‌ از وزارت‌ بر كنار و به‌ وسيلة هارون‌ بن‌ غريب‌ دستگير شد واموالش‌ مصادره‌ گرديد، به‌ توصية نصر حاجب‌، المقتدر ابن‌ مقله‌ را به‌ وزارت‌برگزيد . ابن‌ مقله‌ برادر خود حسن‌ بن‌ علي‌ را رياست‌ ديوان‌ خاصه‌ و ديوان‌دارالخلافه‌ (ديوان‌ مكاتبات‌) و برادر ديگر خود عباس‌ بن‌ علي‌ را رياست‌ ديوان‌فرات‌ و ديوان‌ سپاه‌ بخشيد و پسران‌ خويش‌ را كه‌ مورد لطف‌ خليفه‌ قرار گرفته‌ وخلعت‌ يافته‌ بودند، به‌ رياست‌ دواوين‌ ديگر گماشت‌ .
در 317ق‌ هنگامي‌ كه‌المقتدر به‌ مدتي‌ كوتاه‌ خلع‌ گرديد و القاهر بالله‌ خلافت‌ يافت‌، از ابن‌ مقله‌خواست‌ كه‌ در وزارت‌ بماند، اما او نپذيرفت‌. از اين‌ رو زماني‌ كه‌ المقتدر بارديگر به‌ خلافت‌ رسيد، وي‌ را همچنان‌ در سمت‌ وزارت‌ نگه‌ داشت‌ و سرانجام‌ پس‌ از 2 سال‌ و 4 ماه‌ كه‌ عهده‌دار وزارت‌ المقتدر بود ، در 318ق‌ بركنار و زنداني‌ شد وپس‌ از مصادرة اموالش‌ بار ديگر به‌ شيراز تبعيد گرديد.
در 320ق‌ با درگذشت‌المقتدر و به‌ خلافت‌ رسيدن‌ دوبارة القاهر، به‌ توصية اطرافيان‌ خليفه‌ از جمله‌مؤنس‌ خادم‌، ابن‌ مقله‌ بار ديگر به‌ وزارت‌ رسيد و چون‌ در شيراز بود تا آمدن‌وي‌ ابوالقاسم‌ عبيدالله‌ بن‌ محمد كَلْوَذاني‌ به‌ عنوان‌ جانشين‌ وي‌ انتخاب‌ شد. ابن‌ مقله‌ پس‌ از آمدن‌ به‌ بغداد زمام‌ امور را به‌ دست‌ گرفت‌ و چون‌ كلوذاني‌در غيبت‌ وي‌ افراد خاندان‌ خود را در مناصب‌ مهم‌ گمارده‌ و نسبت‌ به‌ خاندان‌ابن‌ مقله‌ بي‌اعتنايي‌ روا داشته‌ بود، مورد بازخواست‌ قرار گرفت‌ و دستگير شد. ابن‌ مقله‌ در اين‌ دوره‌ از وزارت‌ خود سختگيري‌ بسيار نمود و اموال‌ افرادمختلفي‌ را مصادره‌ و آنان‌ را دستگير كرد .
 

ابن‌ مقله‌ در 321ق‌ با محمد بن‌ياقوت‌ از نزديكان‌ خليفه‌ درگير شد و با مؤنس‌ خادم‌ و يلبق‌ و علي‌ بن‌ يلبق‌ ازامراي‌ دستگاه‌ خلافت‌ همدست‌ گرديد و در صدد خلع‌ القاهر از خلافت‌ بود كه‌ توطئه‌آنان‌ آشكار و ابن‌ مقله‌ هم‌ ناگزير مخفي‌ شد و مؤنس‌ خادم‌ نيز گرفتار آمد. بدين‌ترتيب‌ وي‌ 9 ماه‌ و 3 روز وزارت‌ القاهر را عهده‌دار بود . او تا به‌ خلافت‌رسيدن‌ الراضي‌ بالله‌ پنهان‌ بود، سپس‌ نوبت‌ ديگر در 322ق‌ به‌ فرمان‌ الراضي‌بالله‌ به‌ وزارت‌ منصوب‌ شد و اين‌ بار نيز افرادي‌ چون‌ ابوالعباس‌ احمد بن‌عبيدالله‌ خصيبي‌ و سليمان‌ بن‌ حسن‌ از وزيران‌ دورة المقتدر را تبعيد و اموالشان‌را مصادره‌ كرد. همچنين‌ محمد بن‌ ياقوت‌ دشمن‌ ديرينة خويش‌ را نيز به‌ زندان‌افكند و اموالش‌ را مصادره‌ كرد.در وزارت‌ سوم‌ او بود كه‌ محمد بن‌ احمد معروف‌به‌ ابن‌ شنبوذ قاري‌ را به‌ علت‌ قرائتهاي‌ شاذي‌ كه‌ داشت‌، تازيانه‌ زدند تاتوبه‌ كند و ابن‌ شنبوذ در زير ضربات‌ تازيانه‌، ابن‌ مقله‌ را نفرين‌ كرد و از خداخواست‌ كه‌ دست‌ وي‌ قطع‌ شود .
 
در 323ق‌ الراضي‌ به‌ پسر وي‌ ابوالحسن‌ - با آنكه‌ بيش‌ از 19 سال‌ نداشت‌ - به‌ عنوان‌ جانشين‌ پدر مسئوليتهايي‌ واگذاشت‌ . نيز در همين‌ سال‌ بود كه‌ ابن‌مقله‌ به‌ دستور خليفه‌ براي‌ فرونشاندن‌ شورش‌ ابومحمد حسن‌ ابن‌ عبدالله‌ناصرالدولة حمداني‌ به‌ موصل‌ رفت‌، اما ناصرالدوله‌ پيش‌ از آنكه‌ وي‌ به‌ موصل‌برسد، از آنجا خارج‌ شد. بدين‌ سبب‌ او مدتي‌ در موصل‌ ماند. ابن‌ مقله‌ در اين‌دوره‌ از وزارت‌ خود نتوانست‌ اميران‌ موصل‌ و ابن‌ رائق‌ حاكم‌ واسط را كه‌ داراي‌قدرت‌ بودند، رام‌ خود سازد و كاري‌ كند كه‌ ابن‌ رائق‌ مالياتهاي‌ واسط و بصره‌ رابه‌ بغداد فرستد، سرانجام‌ در مبارزة سختي‌ كه‌ بين‌ او و دشمنانش‌ درگرفت‌، ابن‌مقله‌ مجبور به‌ استعفا گرديد. وي‌ براي‌ سركوب‌ ابن‌ رائق‌، نامه‌اي‌ به‌ بجكم‌نوشت‌ و او را به‌ طمع‌ امير الامرائي‌ افكند و به‌ بغداد دعوت‌ كرد و ظاهراًالراضي‌ را نيز با خود همراه‌ ساخت‌، اما سرانجام‌ در 324ق‌ دستگير و زنداني‌ شد . در زندان‌ هم‌ كه‌ بود كوشيد تا نظر خليفه‌ را بگرداند، ولي‌ توفيقي‌ نيافت‌ و چون‌بيم‌ آن‌ مي‌رفت‌ كه‌ با نوشته‌هايش‌ موجب‌ آشوب‌ شود، با درخواست‌ ابن‌ رائق‌ - كه‌ امير الامرا شده‌ بود - و تصويب‌ قضات‌، دست‌ راست‌ وي‌ را بريدند و بار ديگربه‌ زندان‌ افتاد . ولي‌ چون‌ الراضي‌ پشيمان‌ شده‌ بود، دستور داد كه‌ ثابت‌ بن‌سنان‌ بن‌ ثابت‌ بن‌ قره‌، پزشك‌ معروف‌ به‌ مداواي‌ او بپردازد، اما مداوا سودي‌نبخشيد، پس‌ نوشتن‌ با دست‌ چپ‌ را تمرين‌ كرد و حتي‌ قلم‌ را به‌ آرنج‌ دست‌ راست‌مي‌بست‌ و مي‌نوشت‌. گفته‌ شده‌ كه‌ او در اين‌ كار هم‌ موفق‌ گرديد. از اين‌ رو درهمان‌ زندان‌ مكاتبات‌ بسياري‌ با افراد از جمله‌ با الراضي‌ داشت‌ و به‌ الراضي‌نوشت‌ كه‌ اگر او را به‌ وزارت‌ برگزيند، حاضر است‌ 3 ميليون‌ دينار بپردازد، چه‌،با دست‌ چپ‌ هم‌ قادر است‌ بنويسد. بعضي‌ نوشته‌اند كه‌ اين‌ خود دسيسة الراضي‌براي‌ امتحان‌ او بود. چون‌ اطرافيان‌ الراضي‌ از وي‌ ايمن‌ نبودند، زبانش‌ را هم‌بريدند و به‌ اين‌ ترتيب‌ زندگي‌ پرتلاطم‌ او پايان‌ يافت‌ و در بغداد به‌ خاك‌سپرده‌ شد.
مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : اختراع‌ نوعي‌ خط به‌نام‌ «خط منسوب‌» كه‌ بعدها به‌ دست‌ ابن‌ بواب‌ تكميل‌ شد، به‌ او يا برادرش‌ابوعبدالله‌ حسن‌ منسوب‌ است‌. ابن‌ مقله‌ 12 قاعده‌ بر زيبايي‌ خط معين‌ كرد كه‌عبارتند از: تركيب‌، كرسي‌، نسبت‌، ضعف‌، قوت‌، سطح‌، دور، صعود مجاز، نزول‌ مجاز،اصول‌، صفا و شأن‌ .
 
خطوط‌ اختراعی توسط ابن‌ مقله‌
خطوطي‌ كه‌ ابن‌ مقله‌ اختراع‌ كرد، عبارتند از: محقق‌،ريحان‌، ثلث‌ ريحان‌، توقيع‌، رقاع‌ و نسخ‌ كه‌ مدار آنها را بر دايره‌ و سطح‌ نهادو چون‌ خط كوفي‌ پنج‌ دانگ‌ و نيم‌ سطح‌ و نيم‌ دانگ‌ دور بيشتر نداشت‌، وي‌ در خطمحقق‌ يك‌ دور به‌ جهت‌ زيبايي‌ بر آن‌ افزوده‌ و خط ريحان‌ را تابع‌ خط محقق‌ قرارداد، جز اينكه‌ خطوط مستقيم‌ را بلند و سر آنها را اندكي‌ متمايل‌ ساخت‌ و به‌ حرف‌ «ي‌» دور بيشتر داد. خط ثلث‌، 4 دانگ‌ آن‌ مسطح‌ و 2 دانگ‌ آن‌ مدور و خط توقيع‌، 3دانگ‌ مسطح‌ و 3 دانگ‌ مدور و خط رقاع‌ خفي‌تر از توقيع‌ است‌ و به‌ يكديگر شباهت‌دارند و رقعه‌ها را بدان‌ مي‌نوشته‌اند و خط نسخ‌ 4 دانگ‌ آن‌ دور و دو دانگ‌ آن‌سطح‌ است‌ و مدار تعليم‌ اين‌ خطوط بر نقطه‌ است‌. وي‌ خط نسخ‌ را در 310ق‌ درزمان‌ المقتدر عباسي‌ و وزارت‌ ابن‌ فرات‌ اختراع‌ و وضع‌ كرد كه‌ به‌ مناسبت‌سهولت‌ در تحرير، ناسخ‌ خطوط ديگر شد و از همين‌ رو «نسخ‌» نام‌ گرفت‌ و از همان‌زمان‌ در ممالك‌ اسلامي‌ شايع‌ و رايج‌ گرديد. ابن‌ مقله‌ هر كدام‌ از اين‌ خطوط رابراي‌ نوشتن‌ مطلبي‌ مخصوص‌ تعيين‌كرد . وي‌ الف‌ را مقياس‌ اساسي‌ حروف‌مي‌دانست‌
 
همفکران ابن مقله
ابن‌ نديم‌ نوشته‌ است‌ كه‌ ابن‌ مقله‌ و برادرش‌ به‌سبك‌ خط پدرشان‌ مي‌نوشتند و با اينكه‌ گروهي‌ از خانواده‌ و فرزندانشان‌ در زمان‌حيات‌ اين‌ دو و بعد از آنان‌ به‌ نويسندگي‌ و خطاطي‌ مشغول‌ بودند، ولي‌ به‌ پايةاين‌ دو نفر نمي‌رسيدند و مرتبة كمال‌ هنر خطاطي‌ مخصوص‌ ابوعلي‌ و ابوعبدالله‌بود. ثعالبي‌ نوشته‌ است‌ كه‌ خط ابن‌ مقله‌ در زيبايي‌ ضرب‌المثل‌ بود، زيرانيكوترين‌ خطوط دنيا شمرده‌ مي‌شد، همانند خط وي‌ را نه‌ كسي‌ ديده‌ و نه‌ نشاني‌داده‌ و در اين‌ هنر چنان‌ والا بود كه‌ نمي‌توان‌ وصف‌ كرد و صاحب‌ بن‌ عباد دربيتي‌ خط او را بوستان‌ دل‌ و چشم‌ خوانده‌ است‌ . همو ضمن‌ ستايش‌ خط وي‌ به‌نامه‌اي‌ اشاره‌ كرده‌ كه‌ در كليساي‌ قسطنطنيه‌ بوده‌ است‌ و در جشنها آن‌ را درحجرة ويژه‌اي‌ از حجره‌هاي‌ عبادت‌ به‌ نمايش‌ مي‌گذاشتند و از زيبايي‌ و ملاحت‌آن‌ در شگفت‌ مي‌ماندند . ياقوت‌ نوشته‌ است‌ كه‌ ابوعلي‌ در خط توقيع‌ وابوعبدالله‌ برادرش‌ در خط نسخ‌ يگانه‌ بوده‌اند، اما كمال‌ از آن‌ ابوعلي‌ وزيربود، زيرا كه‌ او حروف‌ را هندسي‌ كرد و در زيبا نوشتن‌ آنها دقتي‌ وافر داشت‌. بيشتر كساني‌ كه‌ شرح‌ حال‌ وي‌ را نوشته‌اند او را نخستين‌ مخترع‌ و مبتكررسم‌الخط بديع‌ و شيوة جديد خط عربي‌ دانسته‌اند .
اگرچه‌ بعضي‌ نوشته‌اند كه‌ پيش‌ از 200ق‌ خطوطي‌ بجز خط كوفي‌ ديده‌ شده‌ است‌،اما اكثر دانشمندان‌ ابن‌ مقله‌ را اولين‌ مبتكر و مخترع‌ خط عربي‌ دانسته‌اند وپس‌ از وي‌ افرادي‌ چون‌ محمد بن‌ سمساني‌ و محمد بن‌ اسعد شيوة او را فرا گرفتند وابوالحسن‌ علي‌ بن‌ هلال‌ معروف‌ به‌ ابن‌ بواب‌، اين‌ شيوه‌ را از آن‌ دو آموخت‌ وتكميل‌ و تنقيح‌ كرد و بيشتر خطوطي‌ كه‌ ابن‌ مقله‌ پديد آورده‌ بود، وي‌ آنها راكمال‌ بخشيد . ابن‌ مقله‌ در مورد اندازة حروف‌ و اعتبار صحت‌ آنها، كيفيت‌ به‌دست‌ گرفتن‌ قلم‌ و هنگام‌ نوشتن‌ و گذاردن‌ بر روي‌ كاغذ، ترتيب‌ تراشيدن‌ قلم‌ وملاكهاي‌ زيبايي‌ خط و مانند اينها، مطالبي‌ بيان‌ داشته‌ است
 
آرا و گرايشهاي خاص
ابن‌ مقله‌ توانست‌ در روزگاري‌ كه‌ اميران‌ ترك‌ بخش‌ اعظم‌ قدرت‌ را دراختيار داشتند، 3 نوبت‌ به‌ وزارت‌ خلفاي‌ عباسي‌ برسد، اما سرانجام‌ جان‌ را بر سراين‌ كار نهاد. ابن‌ مقله‌ در علوم‌ و فنون‌ مختلف‌ دست‌ داشت‌، از جمله‌ در فن‌بلاغت‌، حفظ لغت‌، آشنايي‌ به‌ علم‌ اعراب‌ و فنون‌ شعر استاد بود. اشعار وي‌ زيباو مليح‌ بود و توقيعات‌ او نمونه‌ و بسيار زيبا شمرده‌ شده‌ است‌. قسمتي‌ از اشعاروي‌ را ابن‌ خلكان‌ ، ابن‌ طقطقي‌ ، ذهبي‌، و صفدي‌در كتب‌ خويش‌ آورده‌اند، امابيشتر شهرت‌ او در هنر خوشنويسي‌ است‌.
 
چگونگي عرضه آثار

آنچه‌ از آثار ابن‌مقله‌ در دست‌ است‌، اينهاست‌: رسالة في‌ علم‌ الخط و القلم‌، كه‌ در دارالكتب‌موجود است‌؛ رسالة في‌ ميزان‌ الخط، كه‌ در مكتبة عطارين‌ تونس‌ نگهداري‌ مي‌شود ؛مرقعي‌ از خطاطان‌ مختلف‌ در كتابخانةسلطنتي‌ (سابق‌) در تهران‌ موجود است‌ كه‌انتساب‌ قطعه‌اي‌ از آن‌ به‌ ابن‌ مقله‌ قابل‌ تأمل‌ است‌. از وي‌ چند نامه‌ نيز برجاي‌ مانده‌ كه‌ در مآخذ از آنها ياد شده‌ است‌: نامه‌اي‌ براي‌ فرماندهان‌ سپاه‌ وحكام‌ ولايات‌ ، نامه‌اي‌ براي‌ ابوعبدالله‌ بريدي‌ و نامه‌اي‌ براي‌ ابن‌ فرات‌آنگاه‌ كه‌ در زندان‌ بوده‌ و از او تقاضاي‌ بخشودگي‌ كرده‌ است




چهار ضلعی ها
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 2127
نویسنده : blakboard

 

چهارضلعی یا چهاروَر به شکل مسطحی گفته می‌شود که از اتصال چهار نقطهٔ غیرهم‌خط در صفحه به وجود می‌آید. چهارضلعی دارای چهار ضلع و چهار زاویه است و مجموع زوایای داخلی آن ۳۶۰ درجه‌است.

 

 




اصول اقلیدسی
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 1818
نویسنده : blakboard

 

پنج اصل متعارفی ، یا مفهوم عمومی اقلیدس

١_چیزهایی که با یک چیز مساوی اند ، با یکدیگر نیز مساوی اند

٢_اگر چیزهای مساوی به چیزهای مساوی اضافه شوند کلها مساوی اند

٣_اگر چیزهای مساوی از چیزهای مساوی کم شوند ، باقیمانده ها مساوی اند

۴_چیزهایی که بر یکدیگر منطبق شوند با یکدیگر مساوی اند

۵_کل از جزء بزرگتر است

و پنج اصل موضوع هندسی از اقلیدس

1

از هر نقطه میتوان خط مستقیمی به هر نقطۀ دیگر کشید

2-

هر خط مستقیم متناهی را می توان روی همان خط به طور نامحدود امتداد داد

3-

میتوان دایره ای با هر نقطۀ دلخواه به عنوان مرکز آن و با شعاعی مساوی هر پاره خط رسم شده از مرکز آن ترسیم کرد

4-

همۀ زوایای قائمه با هم مساوی اند

5-

اگر خط مستقیمی دو خط مستقیم را قطع کند به طوری که مجموع زاویای داخلی یک طرف آن کمتر از دو قائمه باشد این دو خط مستقیم اگر به طور نامحدود امتداد داده شوند ، در طرفی که دو زاویه مجموعا از دو قائمه کمترند ، همدیگر را قطع خواهند کرد




ارشمیدس
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 1949
نویسنده : blakboard

بیوگرافی - زندگینامه دانشمندان - زندگینامه ارشمیدس

ارشميدس دانشمند و رياضيدان يونانی در سال 212 قبل از ميلاد در شهر سيراكوز يونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسكندريه رفت. بيشتر دوران زندگيش را در زادگاهش گذرانيد و با فرمانروایاين شهر دوستی نزديك داشت. در اينجا سخن از معروفترين استحمامی است كه يك انسان در تاريخ بشريت انجام داده است. در داستانها چنين آمده است كه بيش از 2000 سال پيش در شهر سيراكوز پايتخت ايالت يونانیسيسيل آن زمان ارشميدس مكانيكدان و رياضيدان و مشاور دربار پادشاه يمرون يكیاز معروفترين كشفهای خود را در خزينه حمام انجام داد...

 




ارسطو
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 2334
نویسنده : blakboard

بیوگرافی - زندگینامه دانشمندان - زندگینامه ارسطو

ارسطو در سال 384 پیش از میلاد در شهر استاگیرا مقدونیه که در 300 کیلومتری شمال آتن قرار دارد به دنیا آمد. پدر او دوست و پزشک پادشاه مقدونیه جد اسکندر مقدونی بود. ارسطو در جوانی برای تحصیل در آکادمی افلاطون راهی آتن شد. در آنجا توسط افلاطون عقل مجسم (Nous) آکادمی نام گرفت. وی پس از مرگ افلاطون آکادمی را ترک کرد و به آسیای صغیر رفت. در آنجا با دختر یک خانواده ثروتمند و پر نفوذ ازدواج کرد. بعد از مدت نه چندان طولانی فیلیپ پادشاه مقدونیه ارسطو را برای آموزش فرزندش اسکندر به دربار خود دعوت نمود. زمانی که ارسطو شروع به تربیت اسکندر کرد اسکندر 13 سال داشت. او حدود 12 سال به این کار مشغول بود...

 




اگما چیست؟
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 2931
نویسنده : blakboard

ماگما چیست؟

 

 

تعریف

Magma کلمه‌ای است یونانی به معنی خیر که برای مذابهای طبیعی سیلیکاته بکار گرفته می‌شود. اما در اصطلاح زمین شناسی، ماگما مایعی است سیلیکاته با گرانروی زیاد همراه با گاز و مواد فرار گدازه یا لاوا ماگمایی است که مواد فرار خود را از دست داده باشد. ماگماها ممکن است کاملا مایع و یا نیمه متبلور باشند. گدازه‌ها معمولا نیمه متبلورند. زیرا محتوی بلور ، کانیهایی هستند که نقطه ذوب و یا انجماد بالاتر دارند. این بلورها یا مستقیما از ماگما متبلور شده‌اند و یا کانیهای دیرگداز سنگ ما در ماگما هستند که از سنگ مادر جدا شده و به داخل ماگما افتاده‌اند.

img/daneshnameh_up/e/e0/Magma.jpg

 

انواع ماگما

"یاگار" ماگماها را از لحاظ محتوی گاز به سه دسته به قرار زیر تقسیم می‌کند:
 

  • هیپوماگما: ماگمایی است محتوی گاز فراوان و تحت فشار که به علت فشار زیاد لیتوستاتیک گازها در ماگما بصورت محلول باقی مانده‌اند.

 

  • پیرو ماگما: ماگمایی است پرگاز و کف مانند که گازهای آن آزاد شده اما از ماگما خارج نشده است.

 

  • اپی ماگما: ماگمایی است فقیر از گاز شبیه به گدازه ها.

 

گرانروی ماگماها

گرانروی ماگما بسته به ترکیب شیمیایی ، درجه حرارت و مقدار درصد گاز محلول تغییر می‌کند. گرانروی ماگماهای بازالتی حداقل 100 پواز و گرانروی ماگماهای گرانیتی بین 3 10 تا 6 10 پواز می‌باشد. گازهای محلول در ماگما سبب پایین آمدن وزن مخصوص کلی ماگما و نیز تقلیل گرانروی می‌شوند. گرانروی یک ماگما با پیشرفت تبلور در آن ماگما نسبت مستقیم دارد. زیرا افزایش فازهای جامد و بالا رفتن درصد سیلیس در مایع باقی مانده موجب افزایش گرانروی می‌شود.
 

تصویر  

 

حرارت ماگماها

حرارت ماگماها بین 1500 تا 500 درجه سانتیگراد است. ماگماها وقتی می‌توانند به سطح زمین برسند که حرارتی بین 950 ( ریولیتها ) تا 1200 درجه سانتیگراد ( بازالتها ) داشته باشند زیرا در کمتر از این حدود حرارتی ، ماگماها منجمد شده و در همان عمقی که هستند متوقف می‌شوند.

ترکیب شیمیایی ماگماها

مطالعات زیادی برای تشخیص ترکیب شیمیایی ماگماها از لحاظ کانی شناسی ، درصد اکسیدها و مواد فرار صورت گرفته و نتیجه این شده که ماگماها اصولا از اکسیدهای مختلف تشکیل شده‌اند اما بسته به نوع ماگما درصد هر اکسید متفاوت است. اکسیدها عمده سازنده ماگماها عبارتند از:

Si O2 , Al2 O3 , Fe O , Fe2 O3 , Ca O , Mg O , Na2 O , K2 O , Ti O2 , Mn O , P2 O5 , H2 O , C O2

علاوه بر اکسید‌ها فوق ، ترکیبات زیر نیز در ماگماها دیده شده‌اند:

Fe Cl3 , Al cl3 , B O3 , H F , H CL , C O , S O2 , S H2 , H2 , N H3 , C H4 ,

منبع: رشد



تساوی مثلث ها
نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1391
بازدید : 3437
نویسنده : blakboard

مثلث یعنی سه گوشه ، هر سطح سه گوشه ، سه کرده شده

در ریاضی

اگر سه نقطه  غیر واقع بر یک خط راست را دو به دو به هم وصل کنیم شکلی بدست می آید که آن را مثلث   می گویند




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران